ذبيح الله صفا

24

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سوارى پانصد سيستانى و غورى و سمرقندى و كرد و لر و عرب شمشيرهاى برهنه بر دوش نهاده به وضع مهيب پياده بهاىوهوى در ركاب او مىرفتند و مجلس جشن را نيز به تكلّف آراستى و ايّام عيد نوروز را به طرز پادشاهان عجم بسر بردى و در ايّام جشن تا آخر روز به مجلس نشستى و پيشكشهاى خوانين و امرا از نظر گذشتى . . . » « 1 » بهرحال بوسيلهء اين دسته از مماليك كه تربيت يافتهء غوريان بودند بسيارى از رسوم ايران شرقى همراه زبان فارسى در شمال هندوستان رواج يافت . تركان خلجى بعد از تسلّط بر دهلى تا سال 721 حكومت مىكردند . جلال - الدين فيروز شاه سرسلسلهء آنان كه از مماليك و سرداران غياث الدين بلبن بود بعد از برانداختن معزّ الدين كيقباد مدّتى عنوان سلطنت بر خود ننهاد و از سال 688 در هفتاد سالگى اين عنوان را براى خود انتخاب نمود و اولاد او تا سال 721 حكومت ميكردند . از ميان پادشاهان اين سلسله بعد از جلال الدين فيروز شاه علاء الدين محمّد ملقّب به سكندر ثانى ( 695 - 716 ) ناحيهء گجرات و چيتور و راجپوت و نواحى ديگرى را بر ممالك خود افزود و مقرّراتى براى ادارهء امور مختلف حكومتى و اجتماعى وضع كرد و از چند حملهء مغولان بر هندوستان به سختى جلوگيرى نمود . در عهد او شيوخ بزرگ تصوّف در دهلى و شهرهاى ديگر اسلامى هند بسر ميبردند و همچنين نويسندگان و شاعران مشهور مانند امير خسرو و امير حسن و صدر الدين عالى و فخر الدين قوّاس و حميد الدين راجه و مولانا عارف و عبد الحكيم و شهاب الدين صدرنشين در درگاه او موظّف بوظيفه و راتبه بوده‌اند و اهل هنر را برين قياس بايد كرد . در آخر عهد سلطان علاء الدين آشفتگى بزرگ در كار مملكت ظاهر شد و او خود در همان اوان بسال 716 بدرود حيات گفت و بعد ازو سلطنت سلسلهء خلجى بضعف گراييد و بسال 721 از ميان رفت و بعد از قطب الدين مباركشاه كه بخيانت خسرو خان از پاى درآمد ، اين مرد اخير خود را با لقب ناصر الدين بسلطنت معرّفى كرد ليكن يكى ديگر از سران دولت خلجى بنام غازى ملك

--> ( 1 ) - ايضا تاريخ فرشته جلد دوم